چهار سال پس از قتل دولتی مهسا ژینا امینی ؛ آذربایجان در کنار زنان در راه مبارزه برای رهایی از تبعیض و رسیدن به برابری
بیستوپنجم شهریور ۱۴۰۱، قتل حکومتی ژینا مهسا امینی، به دست جمهوری اسلامی، آتشی را شعلهور کرد که از برابر بیمارستان کسری در تهران آغاز شد و سراسر ایران را فرا گرفت. ژینا به جرم زن بودن و نوع پوشش خود قربانی حکومتی شد که از نخستین روزهای استقرارش، تبعیض علیه زنان را به یکی از پایههای نظام خود تبدیل کرده و با حجاب اجباری، کنترل بدن و زندگی نیمی از جامعه را به نمادی از اقتدار خود بدل ساخته است.
اما مرگ ژینا پایان یک زندگی نبود؛ آغاز خیزشی بود که با شعار «زن، زندگی، آزادی» به یکی از گستردهترین جنبشهای آزادیخواهانه تاریخ جمهوری اسلامی تبدیل شد. این جنبش با حضور پیشگامانه زنان، جوانان و نسل Z و مشارکت گسترده ملیتهای تحت تبعیض، علیه استبداد و همه اشکال تبعیض جنسیتی، مذهبی و ملی به پا خاست.
آذربایجان در این خیزش نه بیتفاوت ماند و نه تماشاگر بود. تنها چند روز پس از قتل ژینا، حدیث نجفی، دختر جوان ترک از کرج با امید به آیندهای آزاد بعد از پیامی با همینمظمون در سوسیال مدیا به خیابان رفت و با گلولههای جمهوری اسلامی جان باخت. پس از آن نیز آذربایجان بار دیگر بهترین فرزندان خود را تقدیم کرد؛ از جمله آیدا رستمی، پریسا بهمنی و آیلار حقی، سه پزشک زن با تبار ترک، و اسرا پناهی، ودیکر جوانان و نوجوان که نامشان در حافظه این جنبش ماندگار شد. این نامها تنها بخشی از صدها و هزاران انسانی هستند که در سراسر ایران برای حق برخورداری از یک زندگی آزاد و شایسته جان باختند.
برای آذربایجان، «زن، زندگی، آزادی» تنها اعتراض به حجاب اجباری نیست؛ بلکه مبارزهای علیه ساختاری است که تبعیض جنسیتی، مذهبی، ملی و فرهنگی را بازتولید میکند. همانگونه که جمهوری اسلامی زن را به دلیل زن بودن محدود میکند، زبان و هویت ملی مردمان غیرفارس را نیز با سیاستهای تبعیضآمیز محدود کرده است. از این رو، مبارزه برای آزادی زنان و مبارزه برای رفع تبعیض ملی و تضمین حقوق برابر همه مردمان ایران، از یکدیگر جداییناپذیرند.
جنبش «زن، زندگی، آزادی» مشروعیت جمهوری اسلامی را بهشدت درهم شکست؛ مشروعیتی که پس از آن دیگر هرگز به وضعیت پیشین بازنگشت. حکومت توانست با سرکوب، زندان و اعدام خیابانها را موقتاً خاموش کند، اما نتوانست خواست آزادی و برابری را از جامعه بگیرد. نبود یک آلترناتیو متحد و دموکراتیک نیز به جمهوری اسلامی فرصت داد از آن بحران عبور کند؛ اما این عبور به معنای بازگشت مشروعیت نبود.
چهار سال پس از قتل ژینا مهسا امینی، ما نام همه جانباختگان «زن، زندگی، آزادی» را گرامی میداریم و بر این باوریم که آینده ایران نمیتواند بر تبعیض و سرکوب بنا شود. ایران آینده باید کشوری آزاد، دموکراتیک، سکولار و برابر شهروندی باشد؛ کشوری که در آن زن به دلیل جنسیت و پوشش، و هیچ ملتی به دلیل زبان، فرهنگ و هویت خود مورد تبعیض قرار نگیرد.
ما در مرکز زنان تورک در کل کشور در کنار آرمان «زن، زندگی، آزادی» ایستاده است و یاد جانباختگان این جنبش را هرگز فراموش نخواهیم کرد.
زن، زندگی، آزادی —قادین یاشام آزادلیق
آزادی، برابری و کرامت انسانی برای همه مردم ایران
مرکز زنان تورک
۲۱ شهریور ۱۴۰۵