سیمای زن در آثار بهرام بیضایی 🖍شهلا لاهیجی
چهرهای که سینما از زن ایرانی ارائه کرد، در بهترین شکل، مهر تأییدی بود بر تفکر متحجر و تعصبآمیزی که تنها یک چهره و یک نقش رستگار برای زنان میشناخت: شهروندی درجهی دوم که مهمترین وظیفهاش باز تولید نیروی انسانی و انجام خدمات خانگی و زیستن در حصار بستهی خانه است. اگر حصار بشکند و پای بیرون نهد، حاصل کارش جز تباهی جامعه و سیهروزی خود، نخواهد بود.
لاهیجی در کتاب خود بهطور خاص به نقد ساختارهای اجتماعی و فرهنگی در آثار بیضایی پرداخته است و نشان میدهد که بیضایی چگونه در آثار خود به مسائل زنان و مشکلات آنها در جامعه پرداخته است.
یکی دیگر از ابعاد مهم این کتاب، بررسی وضعیت زنان در تاریخ ایران و بازنمایی تاریخ زنان در آثار بیضایی است. لاهیجی به نقش زنان در تاریخ و تأثیرگذاری آنها در شکلدهی به سرنوشت کشور و فرهنگ اشاره کرده است.
در آثار بیضایی، زنان در جستجوی هویت و شناخت خود در جامعهای مردسالار قرار دارند، و این جستجوهای هویتی در بسیاری از نمایشنامهها و فیلمهای او بهصورت واضح نمایش داده شدهاند.
لاهیجی در کتاب خود همچنین به رابطه بین زنان و قدرت در آثار بیضایی میپردازد. او نشان میدهد که چگونه بیضایی در آثارش به قدرت نهفته در زنان پرداخته و اینکه زنان چگونه در مواجهه با فشارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی میتوانند بهدنبال قدرت و رهایی خود باشند.
از کتاب:
چهره زن در فیلمها و فیلمنامههای بیضایی همان چهره آشناییست که از خردسالی تا برنایی در افسانه و واقعیت همپای ما بوده و با آن انس و الفتی دیرینه داریم.
بیضایی برای زن جعل هویت نکرده است بلکه این هویت را جسته و یافته است.
زن در کارهای بیضایی، هرگز از زنبودن و زنانگی خویش شرمنده نیست زیرا در تصویر زن در کارهای بیضایی اهم از فیلم و فیلمنامه هرگز از زن بودن و زنانگی خویش شرمنده نیست زیرا در تصویر یا حکایتی که از او ارائه میشود برای شرمندگی جایی نیست.
این زن ممکن است از زمانه خود دلتنگ باشد، زنجیری بر دست و پای خود حس کند در سایه باشد، به حساب نیاید، بترسد، ناامید شود، شکست بخورد، اما اینها همه به صورت عوامل بیرونی و رفتار اجتماعی نشان داده میشود و از درونش مایه نمیگیرد.
در حقیقت جهان بیرون باید در برابر زن شرمسار باشد. زن گله دارد نه از این که زن است بل از آن که چرا همه چیز آن گونه که باید نیست.
#معرفی_کتاب
#کتاب_فمینیستی