به شکل تاریخی زنان، نردبان ترقی اقتصادی مردان و مهره پیشرفت اقتصادی جوامع بودهاند
آیا «زن، زندگی، آزادی» منافاتی با مطالبات اقتصادی و معیشتی دارد؟
🔴چرا همچنان «زن، زندگی، آزادی» جامعترین شعار است؟
🖍پرستو فرخی
نفی «زن، زندگی، آزادی» با منطق اقتصادمحور، به طور عمده ناشی از چندین رویکرد جانبدارانه است:
نخست رویکردی است که زن را بیگانه از اقتصاد تصور میکند و اقتصاد و معیشت را مطلقا دغدغه مردانه میداند. با اتکا به این انگاره زنستیزانه که جای زن را در خانه است، زن را با لیبل آهنپرست، مصرفکننده صرف میداند که هیچ نگرانی معیشتی ندارد و دچار جهل اقتصادی است.
در حالیکه حتی بیگانهترین زنان از اقتصاد به زعم این قشر که زنان خانهدار هستند، ارتباط مستقیم با اقتصاد دارند. آنان کارگران خانگی بینشانی هستند که بصورت نامرئی چرخ اقتصاد را به حرکت درمیآورند. کار بیمزد زنان در خانهها، توأمان عامل ایجاد ارزش مازاد سرمایهداری و عامل انباشت ثروت و سرمایه مردان خانواده است.
🌸به شکل تاریخی زنان، نردبان ترقی اقتصادی مردان و مهره پیشرفت اقتصادی جوامع بودهاند.
هیچ قشری به اندازه زنان زیرچرخدندههای بیرحمانه اقتصاد سرکوب نشده است.
همواره مردان بودهاند که در بحرانهای اقتصادی، بهعنوان قربانیان اصلی شناخته شدهاند، اما زنان در جایگاه همسران، حتی در برابر بیبضاعتترین مردان نیز موقعیت اقتصادی پایینتری داشتهاند.
زنان در جایگاه مادران نیز با فرزندآوری و با هدف جبران نیروی کار با بهرهگیری از بدن زن، مورد بهرهبرداری اقتصادی قرار میگیرد. زنان متحمل سایر خشونتهای مضاعف اقتصادی نسبت به مردان هستند از جمله ارث نابرابر، دیه نابرابر، سوق داده شدن به سمت کارخانگی و مشاغل به اصطلاح زنانه ارزان و روبرو شدن با دوگانه اشتغال/مادری و قضاوتهای اخلاقی نسبت به اشتغال زنان و ملامت آنان به عنوان مادران بیرحم و بیمسئولیت و همچنین «مالیات صورتی» که به طور کلی به مالیات و هزینههای زن بودن گفته میشود که گرانتر از هزینههای زندگی در قالب یک مرد تمام میشود.
🌸اقتصاد، قربانی اصلی نامرئی دارد که نامش هرگز برده نمیشود: زنان!
رویکرد دوم، نادیدهگرفتن زنانه شدن فقر است. تمامی موارد شمرده شده، زیرمجموعه سیاستهای زنانهسازی فقر دستهبندی میشوند.
✒️رویکرد سوم ناآگاهی از این نکته است که بحرانهای معیشتی مردان، ارتباط مستقیمی با اقتصاد پدرسالار دارد. اقتصاد پدرسالار، با انحصارطلبی اقتصادی در دست الیگارشی مردانه همچون پدری قیممآب، تصور میکند فرزندانش نمیفهمند یا لایق رفاه اقتصادی نیستند و میبایست به میزان صلاحدید پدرمآبانه از منابع مالی منتفع شوند. این سیستم که به شکل سلسلهمراتبی اداره شده و افراد را ارزشگذاری میکند، متعاقباً فاصله طبقاتی را شکل داده و از عناصر کف هرم طبقاتی انسانیتزدایی میکند و به اصطلاح آنان را تنبیه و مجازات میکند و اینچنین فقر را طبقاتی میسازد. در مقابل، سیستمهای اقتصادی غیرپدرسالارانه، بودجههای اقتصادی را در رأس هرم سلسلهمراتبی متمرکز نساخته و رفاه اقتصادی جمعی را مدنظر دارند.
✅بنابراین انقلاب فمینیستی نافی بحرانهای معیشتی نیست بلکه اعم از آن است؛ زن ناظر به پایینترین عنصر سلسلهمراتبی در قربانگاه اقتصادی است. اشاره به زن و رهایی آن، اتفاقا نشانهگیری ستم اقتصادی در عمیقترین لایههای آن است.
اما اینکه چرا تصور میشود «شعار زن، زندگی، آزادی»، دغدغه اقتصادی ندارد، بیش از آنکه ناشی از ناآگاهی از زنان به مثابه قربانیان اصلی اقتصادی باشد، ناشی از ترس از زنان و قدرت گرفتن آنان است.
بر کسی پوشیده نیست که معرفت فمینیستی همواره در نقطه مقابل انحصار قدرت و برضد آن بوده است. بنابراین انقلاب فمینیستی، به دنبال زنسالاری نبوده و نیست بلکه تنها مطالبه و شعار مرکزی آنان سالیان سال ذکر این نکته است که «زن نیز همانند مرد، انسان است و غیرقابل حذف»
شعارهای پوشالی آزادی که با حذف زن و در تقابل با شعار مترقی «زن، زندگی، آزادی» همراه باشند، و مجدداً مطالبات زنان را اولویتبندی کرده و زمان تحقق مطالبات زنمحور را به زمانی پس از پیروزی انقلابهای مردان موکول کند، بیش از آنکه مصداق رهایی باشد، زنجیری دیگر به پای آزادی و تقلیل آن به مطالبه اصلاحات اقتصادی و آزادی «مردان» است.
انقلابی که زن را جا میگذارد، کابوس آزادی بیش نیست.
انقلاب منهای حق زن، یعنی انصراف از رهایی جمعی و آزادی منهای زن، یعنی آزادی استبدادی. چنین انقلابی، با مشروعیتبخشی به استبداد آزادی (آزادی مردان در اعمال قدرت بر زنان) و متعاقب آن، با منطق آزادی الیگارشی، حتی فرزندان ذکور خود را به رسم پدر، به نام سنت و به کام آزادی استبدادزدهی اقلیت، خواهد بلعید.
✒️وای بر حال دموکراسی در جامعهای که باز هم در طلوع آزادی، جای حق زن خالی باشد.