نقش مردان در مقابله با خشونتهای جنسیتی 🖍 الهه امانی
واقعیت آن است که خشونت مبتنی بر جنسیت، هم علت و هم معلول نابرابری جنسیتی است؛ ازاینرو مردان، بهعنوان نیمی از جامعه، مسئولیتی اخلاقی و اجتماعی در قبال مقابله با آن بر عهده دارند.
این مسئولیت فراتر از محکومیتهای کلامی است و مستلزم اقدامات بنیادینی چون بازنگری در الگوهای مردانگی، به چالش کشیدن هنجارهای خشونتزا، پرهیز از سکوت و همدستی، پاسخگو کردن همسالان و نهادها، و همبستگی آگاهانه با جنبشهای فمینیستی است.
مشارکت فعال مردان، نقشی تعیینکننده در برچیدن ساختارهای مردسالارانهای دارد که با عادیسازی خشونت، مانعی جدی در برابر تحقق برابری جنسیتی ایجاد میکنند.
سرکوب زنان، نابرابریهای جنسیتی و مناسبات پدرسالارانه، مسایلی فردی یا صرفاً مربوط به زنان نیستند، بلکه مسایلی ساختاری و اجتماعیاند که در نهادها، هنجارهای فرهنگی و روابط قدرت ریشه دارند. اگرچه زنان در خط مقدم مقابله با خشونتهای مبتنی بر جنسیت قرار دارند —چه بهعنوان کسانی که بیشترین آسیب را متحمل میشوند و چه بهعنوان پیشگامان تغییر— اما دستیابی به تحول پایدار بدون مشارکت فعال مردان، بهعنوان نیمی دیگر از جامعه، ممکن نیست.
نقش مردان در بروز خشونت و نیز پتانسیل آنان برای مقابله با این پدیده، کمتر مورد بحث قرار گرفته است؛ رویکردی که اکنون دستخوش تحول شده است. همانگونه که جنبش برابری جنسیتی در گذر زمان از تمرکز انحصاری بر زنان فراتر رفته و به ضرورت مشارکتدادن مردان پی برده است، تغییری مشابه در رویکرد شناخت و مقابله با خشونت نیز مشهود است.
پژوهشهای اخیر دربارهی نقش مردان در مقابله با خشونتهای جنسی و جنسیتی، تلاشی در راستای تغییر نگرش به مردان و زنان بهعنوان اجزایی بههمپیوسته از یک نظام جنسیتی بهشمار میآیند.
بدیهیترین استدلال برای ضرورت چنین تغییری آن است که کمک به زنان قربانی، بهخودیِ خود مردان را از ادامهی اعمال خشونت بازنمیدارد؛ بلکه برای توقف خشونت، باید با پسران و مردان کار کرد.
در ایالت کالیفرنیا، مردانی که به جرم خشونت خانگی محکوم شدهاند یا مشمول دستور قضایی مرتبط با خشونت خانگی هستند، معمولاً ملزم میشوند در «برنامهی مداخله برای مرتکبان خشونت»(BIP)، که مورد تایید دادگاه است، شرکت کنند و آن را با موفقیت به پایان برسانند. این برنامهها که اغلب بهطور غیررسمی «مدرسهی خشونت خانگی» نامیده میشوند، نوعی بازآموزی یا آموزش اجباری محسوب میگردند. هدف این برنامهها پرداختن به ریشهها و علل رفتار خشونتآمیز، آموزش مسئولیتپذیری فردی و پیشگیری از تکرار خشونت در آینده است.
آمارها و پژوهشهای مرتبط با «زنکشی» در ایران تکاندهندهاند. بر اساس گزارش اخیر «کمپین توقف قتلهای ناموسی»، تنها در ششماههی نخست سال جاری، ۱۱۸ مورد قتل به ثبت رسیده است که اکثریت قریببهاتفاق آنها توسط مردان خانواده و تحت عنوان «دفاع از ناموس» صورت گرفته است.
✒️در تحلیل این وضعیت، دکتر جکسون کتز (Dr. Jackson Katz)، پژوهشگر برجستهی حوزهی خشونت مبتنی بر جنسیت، مفهوم «مردانگی سمی» را نه بهعنوان ویژگی ذاتی مردان، بلکه بهمثابه نظامی اجتماعی و فرهنگی تبیین میکند.
این چارچوب تحلیلی برای درک خشونت جنسیتی در ایران نیز مصداق دارد؛ جامعهای که در آن تعریف مردانگی غالباً با کنترل بدن زنان، اقتدارگرایی خانوادگی و مشروعیتبخشی به خشونت تحت لوای «ناموس» پیوند خورده است.
🌸واقعیت انکارناپذیر این است که خشونت علیه زنان باید از چارچوب «مشکل زنان» خارج شده و بهعنوان «مسئلهای مرتبط با مردان» بازتعریف شود.
⬅️این چرخش رویکرد در ایران اهمیتی راهبردی دارد، چراکه سکوت یا همدستی مردان در خانواده و اجتماع، یکی از ستونهای اصلی تداوم چرخهی خشونت است.
#مردانگی_سمی
#خشونت_مردان_علیه_زنان