📹«خاک سربه مهر» برداشتی بلند از سلطهناپذیری بدن زنانه
فیلم خاک سربه مهر یکی از معدود آثار فمینیستی است که تحت تأثیر جریان ضد سینمایی به نظر میرسد که نظریهپردازان و منتقدان فمینیست در دهه ۷۰ پیرامون آثار زنان مطرح میکردند و مهمترین شیوه برای به چالش کشیدن بحث جنسیت و نحوه بازنمایی زن در سینما را حاصل سازوکار ساختارگریز و آوانگارد میدانستند.
فرم فیلم خاک سربه مهر بر استفاده از نماهای دور، پلانهای ساکن و برداشتهای بلند استوار است که دوربین همواره شخصیت زن را با فاصله نشان میدهد و از نزدیک شدن به او خودداری میکند. رویکردی کاملا بر خلاف سنت رایج فیلمفارسیها که زن را در نماهای بسته به ابژه جنسی برای تماشا شدن بدل میکرد.
🎥این الگوی مبتنی بر پرهیز از نمایش اروتیک زن از طریق تکنیکهای مدرنیستی و رادیکال فیلم منجر به دستاوردهای فمینیستی میشود و بر خلاف جریان غالب سینما در دوران قبل از انقلاب که بر نمایش بدن زن تکیه دارد، بر نمایش اندیشه و کنش زن تأکید میکند و اراده و انتخاب و عاملیت و فردیت او را در معرض دید قرار میدهد.
مضمون اصلی فیلم را میتوان مقاومت یک زن در برابر کنترل بدنش توسط جامعه پیرامونش دانست که با خودداری او از ازدواج نمود پیدا کند.
روبخیر همان لباس و پوشش رایج زنانه در روستا را بر تن دارد و یکی از آنها به نظر میرسد و همان کارهای جمعی زنانه را انجام میدهد اما به دلیل سرپیچیاش از سنت ازدواج، زنی متفاوت دیده میشود که نمیخواهد به همان راه و مسیر تحمیل شده به زنان برود.
🖊من با تمرکز بر سه صحنه مهم از فیلم تلاش کنم با بهره گرفتن از نظریه نگاه خیره مردانه لورا مالوی توضیح دهم که چطور مروا نبیلی به واسطه استراتژی سینمایی اش مبتنی بر استفاده از برداشت بلند، مانع از تبدیل شدن زن به ابژه جنسی میشود و مضمون سلطهناپذیری زن در برابر سنت مردسالاری را از طریق ساختارگریزی سینماییاش به نتیجه میرساند و او را صاحب بدن خویش بازمینمایاند.
مسئلهای که طرح آن در سالهایی که اساساً بدن زن بیارزش شمرده میشد بسیار پیشرو و جسورانه به حساب میآید.
📹 لورا مالوی در مقاله مهم و چالش برانگیزش با عنوان «سینمای بصری و لذت «روایی از زن به مثابه منظر سخن میگوید که نقش سنتی جلوه فروش را بازی میکند و بدن او به عنوان امر شهوانی برای دیده شدن عرضه میشود و تماشاگر مرد امیال و فانتزیهای جنسی خود را از طریق نگریستن به زن برآورده میکند.
✒️ او اعتقاد دارد با متلاشی کردن فرمهای تثبیت شده انتظارات رایج سینمایی است که میتوان رابطه مبتنی بر مراتب جنسیتی میان زن و مرد به صورت زن همچون شیء دیدنی و مرد به عنوان عامل نگاه را بر هم زد و زن را از تسلط نگاه مرد رها ساخت.
در فیلمفارسیهای قبل از انقلاب دوربین معمولا به بدن نیمه برهنه زنان در حال رقص، اغواگری یا معاشقه نزدیک میشود و در نماهای بسته و کلوزآپ، بخشهایی از تن و اندام زنان را در قاب میگیرد و با تکهتکه نشان دادن بدن زنان در قابهای جداگانه اجزای بدن آنها را از نظر شهوانی ارزش گذاری میکند.
رویکردی که لورا مالوی از آن به عنوان یادگارپرستی در سینمای روایی هالیوود یاد میکند و توضیح میدهد که چطور از طریق نمایش اجزای مختلف بدن زن در کلوزآپ آن بخشها ماهیت جنسی مییابد و جایگزین کل پیکر زن میشود و یکپارچکی و هویت زن را از بین میبرد و از تن او انسانزدایی میکند و او را به شمایلی تحریککننده برای دیدن و لذت بردن بدل میسازد.
🎬اما مروا نبیلی در فیلم خاک سربه مهر عامدانه و آگاهانه مسیر متفاوتی را در پیش میگیرد و همان طور که روبخیر از عرضه خود به مردی به عنوان شوهر در پروسه ازدواج سر باز میزند، مروا نبیلی نیز از نمایش او برای ارائه به مخاطب در جریان تماشاگری جنسی خودداری میکند.
او فضایی را میسازد که زن در آن صاحب بدن خود به حساب میآید و آن را برای لذتجویی نه به شوهرش و نه به مخاطب واگذار و تفویض نمیکند.
#بدن_زن
#ازدواج_اجباری
#معرفی_فیلم
#فیلم_فمینیستی