برنامه «زن روز»: بازنمایی بدن «چاق» و عصیانگری سکسی -نازلی کاموری
برنامه «زن روز» که از طریق شبکه یوتیوب پخش میشود و بخشهایی از آن در دیگر شبکههای اجتماعی تصویری مانند اینستاگرام نیز منتشر میشود، یک برنامه واقعیتنما یا «ریالیتیشو» فارسیزبان است که در ترکیه تولید شده است. این مقاله با تمرکز بر هشت قسمت نخست برنامهی «زن روز»، به بازنمایی بدن زنان چاقتر و انتخابهای طراحیِ عصیانگرانهتر در این برنامه میپردازد. بهطور مشخص، دو شرکتکننده یعنی هدیه (که نسبت به سایرین بدن چاقتری دارد) و فرنوش (فرو) که طراحیهایش آوانگارد و معترضانهاند.
🌸این واکنشها بازتابدهنده موقعیتی است که سوزان بوردو، منتقد فمینیست، بارها در آثارش به آن اشاره کرده است: اینکه بدن زن صرفاً یک «سازه بیولوژیک» نیست، بلکه «یک ساختار فرهنگی است که توسط مد، رسانه و ایدهآلهای اجتماعی» ساخته میشود.
در چنین ساختاری، مد دیگر صرفاً ابزاری برای بیان شخصی نیست، بلکه سازوکاری است برای نرمالسازی، کنترل، و تحمیل نگاهی خاص به بدن زنان: اینکه چگونه خود را ببینند و چگونه دیده شوند.
در این زمینه، انتخابها و عصیانگریهای زنان و بدنهایی که اعتماد به نفس دارند، سرکوب میشوند تا درون نظمی اقتصادی و فرهنگی گنجانده شوند: نظمی که زنان در آن فعالاند، افراد کوییر نقش کلیدی در آن ایفا میکنند و بالقوه میتواند بستری برای پذیرش خلاقیت، بدنهای طردشده، و مقاومت در برابر هنجارهای مسلط باشد.
در میان قضاوتهای داوران عباراتی مانند «لباس زیر نشان دادن، زنندهترین کار ممکن است» یا «اگر با این لباس بیرون بروی، شوهرت اجازه نمیدهد» شنیده میشود. در کنار آن، داوران قیچی به دست، خطاب به شرکتکننده میگویند: «لباس را بیاور تا قیچیاش کنیم». اما میان داوران نیز بر سر آن بخش از تن که با قیچیشدن لباس نمایان میشود و آن قسمت که نباید نمایان شود، اختلاف وجود دارد.
🌸این نشان میدهد که مرز «درست» و «غلط»، نه بر پایهی خلاقیت یا عاملیت زنان در انتخاب و ابراز فردی، بلکه بر اساس قراردادهای فرهنگی و زیباییشناختیِ صُلب و کنترلگر تعیین میشود؛ قراردادهایی که بهجای گشودن فضا برای بیان بدنی و خلاقانهی زنان، تنها مرزهای باریکی برای پذیرش تعریف میکنند.
فرنوش با نام انتخابی فرو یک طراح لباس به گفته خودش آوانگارد ست که در این برنامه شرکت کرده است. در برنامه دوم او یک لباس از طراحیهای خودش را پوشیده است که بخشی از این طراحی نمایان شدن بخشی از لباس زیر او از زیر لباس است.واکنشهایی که او از داوران میگیرد از جمله این است:
«اگر ازدواج کرده بودی امکان نداشت شوهرت بگذاره این رو بپوشی.»
دعوا بر سر عاملیت جنسی و سکسی یک زن است که در طراحی لباس میخواهد بدنش را به بیرون بیاندازد.
آندریا دورکین، نویسنده فمنیست، منتقد وضعیت تحمیل استانداردهای زیبایی به زنان است که باعث میشود آنها ظاهر خود را با ابزارهای محدودکننده حرکت و آزادیشان تغییر دهند. دورکین این را فقط انتخابهای شخصی نمیداند و اولین قدم از رهایی را بازتعریف رادیکال رابطهی زنان با بدنشان میداند:
اولین قدم در فرآیند رهایی (زنان از ستم و سلطه، و مردان از اسارت فتیشیسم خودشان) بازتعریف رادیکال رابطهی زنان با بدنشان است.
✒️بدن باید آزاد شود، رها شود، به معنای واقعی کلمه: از رنگ و گن و انواع و اقسام مزخرفات. زنان باید دست از مثله کردن بدنشان بردارند و شروع کنند به زندگی کردن در آن. شاید مفهوم زیبایی که سپس به طور ارگانیک شکل میگیرد واقعاً دموکراتیک باشد و احترام برای زندگی انسانی در تنوع بیپایان و محترمترین شکلش نشان دهد.
آنچه در این برنامه به عنوان «گن لاغری» توصیه میشود، بارها و بارها در مجلههای دهه ۳۰ و ۴۰ شمسی، به ویژه در نشریاتی مانند «اطلاعات بانوان» و «زن روز» تبلیغ و تشویق شده است. کرست اروپایی، در شکلهای جدیدترش که به عنوان گنهای لاغری شناخته میشوند، وظیفه پوشاندن بخشهایی از بدن زنان را دارد که تحت تأثیر تعصبات و هنجارهای جنسی از قرن شانزدهم به بعد در اروپا شکل گرفته و بدنها را تنظیم میکرد. این گنها گاهی کمر را باریک میکنند، گاهی شکم را میفشارند و گاهی باعث بزرگتر به نظر رسیدن باسن میشوند.
✅این لباسها محدودکننده آزادی و حرکت زنان هستند و همچنان در برنامه مد پس از «زن، زندگی، آزادی» به بدنهای چاقتر تحمیل میشوند و زیبایی بدن زنان را کنترل و تعریف میکنند. در چنین چارچوبی، برنامهای که در ظاهر مدرن و نوآور است، ناخواسته در دام بازنمایی نسخهای قدیمی از گذشته میافتد؛ گذشتهای که اکنون با نقاب برنامه جنجالی رقابت بر سر مد بازمیگردد. مرز میان نوگرایی و تحجر تیره و مبهم میشود و در نهایت، اشکال جدیدی از سلطه را بازتولید میکند.
#بدن_زن