جزییات تازه از قتل نسیبه تفکری: حرف مردم جانش را گرفت
شیوار نیوز منتشر کننده اخبار و رویدادهای بلوچستان گزارش داده که زن جوان ۲۰ سالهای به نام «نسیبه تفکری» روز ۲۸ مرداد ۱۴۰۴ به دست پدرش به شکلی فجیع به قتل رسیده است.
بر اساس این گزارش نسیبه تفکری مادر کودکی خردسال بوده و بعد از اختلاف با همسرش به خانه پدر و مادرش بازگشت اما به دست پدرش کشته شد.
ایرانوایر دریافته است که نسیبه تفکری در ۱۸ سالگی با پسرخالهاش ازدواج کرده بود اما در طول مدت زمانی که از زندگی مشترک او میگذشت بارها با همسرش دچار اختلاف شده بود.
شیوار نیوز به نقل از منابع آگاه نوشته است: «روز ۲۸مرداد حوالی ساعت ۳ بعدازظهر، هنگامی که نسیبه به دلیل سردرد شدید در اتاق به خواب رفته بود، پدرش با شلیک مستقیم گلوله جان او را گرفت. قاتل پس از ارتکاب این جنایت، همراه با اسلحه از محل متواری شد و تا لحظه تنظیم این خبر، بازداشت نشده است.»
این گزارش تایید کرده است که نسیبه تحت خشونت بوده و حتی امکان و اجازه استفاده از تلفن همراه نداشت.
روزنامه شرق با انتشار جزییاتی دردناک از این زنکشی به نقل از یکی از نزدیکان نسیبه نوشته است: «نسیبه با شوهرش حرفش شده بود. موضوع هم آنچنان بزرگ نبود. اینبار هم چند ساعت آمده بود قهر و همه فکر میکردند زود برمیگردد. او شوهرش را دوست داشت. گاهی هم اختلاف داشتند. مثل تمام زن و شوهرها».این منبع نزدیک به خانواده نسیبه تفکری هم از علاقه میان زن و شوهر حرف زده و هم از مهر میان پدر و دختر: «پدر نسیبه مرد خوبی بود. هیچ کس باورش نمیشود که این کار را کرده باشد. بچههایش را دوست داشت. نمیخواست نسیبه را بکشد. فقط اسلحه آورده بود که او را بترساند. اما یک لحظه عصبانی شد و شلیک کرد»
این فرد آگاه میگوید دلیل خشم پدر نسیبه گفتگویی بود که میان او و پدرشوهر نسیبه رخ داده است: « هیچ کس نمیداند وقتی نسیبه قهر کرد و پدر شوهرش به خانه پدرش رفت چه گفتگویی میان پدر نسیبه و پدرشوهرش پیش آمد که خون جلوی چشم پدر نسیبه را گرفت. اسلحه را برای ادب کردن برادرزادهی شرورش گرفته بود. اصلا قصد کشتن دخترش را نداشت. اما اسلحه که دم دست باشد همین میشود.»
در چنین روایتهایی همیشه این سوال مطرح میشود این چه نوع علاقه و مهری است که حاصلش گرفتن حق حیات از یک زن است؟ قتل بیصدای این زن بلوچ زمانی بیشتر جانسوز میشود که بدانیم او هیچ دادخواهی ندارد: «مادر و باقی اهل خانه و حتی شوهر نسیبه گفتند که هیچ شکایتی از پدرش ندارند. اینجا کسی به خاطر این چیزها شکایت نمیکند. فقط مادرش طولانی سر قبر دخترش نشست. جان حرف زدن ندارد. پسر نسیبه هم پیش خانواده پدرش است.»
زندگی زنان بلوچ اغلب با محدودیتها و فشارهای اجتماعی همراه است. همدستی قوانین ناکارآمد با عرف و فرهنگ مردسالار در چنین روایتهایی به وضوح پیداست. ایرانوایر چندی قبل در گزارشی مفصل به سکوت سهمگین نزدیکان، خانواده و حتی مردم یک شهر دربرابر قتل زنان پرداخت.
یکی از نزدیکان نسیبه تفکری به شرق گفته است: «اینجا زنها باید تمام سختیهای زندگی را تحمل کنند، بدون اینکه حق اعتراض داشته باشند یا حتی رؤیای استقلال مالی. خودم یکی از قربانیهایم. ده سال از بهترین روزهای زندگیام را زیر یک سقف با پدرشوهر و مادرشوهر گذراندم. زندگی نسیبه هم معمولی بود. شوهرش سر کار میرفت، کنار برادرهایش در مغازه پدرشان کار میکرد. مشکل اصلی، همان زندگی مشترک با پدر و مادرشوهر بود. نسیبه میخواست استقلال مالی داشته باشد، کمی فضای جداگانه برای خودش، اما اینجا برای زنها چنین چیزی فراهم نیست. همین هم باعث دلخوری میشد. غیر از این، چیزی بینشان نبود.»
در گزارش شرق چندین بار عبارت «حرف مردم» و اثرش بر حق حیات زنان آورده شده است. نزدیکان نسیبه تفکری میگویند پدرشوهر و پدر نسیبه تحت تاثیر حرف مردم خشمگین شده و مرگ او را رقم زدهاند، یکی با انتقال حرفها به پدر و دیگری با خشم ناشی از شنیدن آن حرفها.
در ماجرای قتل «مونا(غزل) حیدری»، خانواده همسرش گفتند «سجاد همسر غزل تحت تاثیر حرف مردم خشمگین شد و سر از تن او جدا کرد.»
در روایت پدر «رومینا اشرفی» دختر نوجوان کشته شده به دست پدر در روستای «سفیدسنگان» از توابع تالش، گفته شد ارسال یک پیامک برای پدرش باعث شد او جوری خشمگین شود که با داس گردن دخترش را بزند و او را به قتل برساند.
بررسیها نشان میدهد جامعه چنان در برابر هرگونه آزادی زنان واکنش نشان میدهد که به مردان فشار میآورد و پدران و شوهران و برادران حاضر میشوند خون عزیزشان را بریزند اما بیآبرو و طرد نشوند.