دریوریهای یک زن
دریوریهای یک زن
وقتی بچه بودم هر وقت شجاعت یا رفتار مثبت دیگری از خود بروز میدادم با دادن لقب پسر بودن از جانب مردان اطرافم تشویق میشدم.
_«آفرین، مثل یه پسره»
وقتی وارد بازار کار شدم مردان همکار به من گفتند: «آفرین، اوغلان موغلاندی»
بعدها وقتی خواستند مرا تشویق کنند به شیر تشبیه ام کردند و گفتند: «شیرزنه»
گویی در پس همه این تشویق ها کتمان هویت زنانهام نهفته بود و من هربار یاد میگرفتم که هر چقدر از خودم دورتر باشم پسندیدهتر خواهم بود.
وقتی میخواستند مردی را تنبیه یا سرزنش کنند میگفتند مثل زن می مونه. مثل زن ترسوعه، مثل زن خونه نشینه، مثل زن کار نمی کنه، مثل زن مفعوله و …
به تدریج یاد گرفتم زنانگی در این فرهنگ مساوی تمام ارزش های منفی و مردانگی مساوی با تمام ارزش های خوب و عالی در نظر گرفته شده.
پس طبیعی بود که از هر چیز زنانهای متنفر بشویم و به تدریج حس علاقه به جنس مرد و حس نفرت از جنس زن درونمان پدیدار شود. زن ستیزی از درون همین تشویق و تنبیه ها، از درون همین ارزش گذاری های دوگانه و تبعیض آمیز پدیدار میشود.
✍🏻 خراب
@iiynaa